تبليغاتX
شـبستان

شـبستان

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

دوستان


توبه ای نصوح خواهم کرد...

ما مرد توحید و جهاد ، حق پرستیم

                                         برگــرد تا سربند یا زهــرا نبستیم

این بار عاشورا نه اشک که ذره ای غیرت می خواهد ! میران یزید دست به کار شده اند تا هروله کنان بر اشکمان بخندند ! آنها می خواهند شهادت را از حسین (ع) فاطمه (س) بربایند و بر همکیشان مهلوکشان نهند ...

جعفر کذاب ها علمدار امامت شده اند و ما همچنان آنها را سید و اولاد پیغمبر (ص) می دانیم ! خدایا ما را چه شده است !؟ ...

طلحه ها که دستشان تا مرفق در حلقوم بیت المال فرو رفته است منادی حقوق مسلمین شده اند و ما همچنان احترام یاری پیامبر (ص) را نگه داشته ایم ...

ایستاده ایم به تماشا تا معجر از سر ناموسمان بکشند و گوشواره ها را بدرند ...

آیا می نشینیم تا خیام آل الله را آتش بزنند !!!؟...

خدایا ، توبه می کنم از آنهمه اشکی که چون کذابان برای مظلومیت اهل بیت ریختم ! و چون هنگام یاری آنها گشت نشستم و بر طبل مصلحت کوبیدم ! پروردگارا ، توبه می کنم از فریاد هایی که در مجلس عزای حسین (ع) کشیدم و گفتم : یا لیتنا کنا معک ! دروغ گفتم !!! من مصداق همان کلام سید الشهدا (ع) هستم که فرمود : الناس عبید الدنیا و دین لئق علی السنتهم... ! من مادامی که دنیایم مهیاست ، دیندارم و چون گاه خطر رسد انسانی مرضی الطرفین !!! من امروز " مقرّا مذعنا معترفا " در پیشگاه تو گواهی می دهم که نجوای دینداران خوش آب و رنگ اما بی ولایت در گوشم اثر کرده است که زمزمه می کنند ولایت مخصوص معصومین است و مسلمین در دوران غیبت همچون گله ای سرگردان رها شده اند تا از هر چراگاهی که خواستند امرار معاش دنیوی و اخروی کنند !!! بگمانم سخن شان با مذاق راحت طلبم بیشتر هماهنگ است ! من مخاطب پیامبر کربلا حضرت زینب (س) هستم آنگاه که فرمود : یا اهل الکوفه اتبکون ؟ فبکوا کثیرا وضحکوا قلیلا ! ای اهل کوفه گریه می کنید ؟ انشاء الله زیاد بگریید و کم بخندید ! " و خوب می دانم که گناهم از اهل کوفه بیشتر است !!! زیرا که آنها هرگز ماجرای کربلا را نشنیده بودند !

یا ایها الذین امنو توبوا الی الله توبة النصوحا ...

سربند یا زهرایم کجاست ؟ سالهاست فراموشش کرده ام !

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: سه شنبه 8 دی1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک به اين مطلب ?

سلام من به محرم به پرچم غم زهرا (س)
              بسم رب الحسین (ع)

بی بی جان خواستم اذن دهید تا پرچم مشکی فرزندتان را بر تن خود و اقربا کنم . مگر نه این است که باید از صاحب عزا اذن طلبید . می دانم که لایق نیستم تا علمدار این بیرق سیاه باشم . اما مادر جان شما خاندان کرم هستید و دست رد بر سینه ی کسی نخواهید زد ، مرا هم در خیل عاشقان حسین ات بپذیر . در تمام عمر هیچ عمل صالحی ندارم تا آنرا در پیشگاه باری تعالی ارزانی دارم . اشک بر حسینت تنها امید من است . امید آنکه در شب تنهایی قبر انیس و مونسم باشد و روز حشر سبب نجاتم . مادر جان باور کنید وقتی نام حسین (ع) را می برند بی اختیار اشک می ریزم . چه کنم دست خودم نیست مادر . آب که می نوشم بی اختیار یاد لبان تشنه اش عذابم می دهد و سلامی عرض می کنم بر کام عطشان او و یارانش . ای مادر سادات و ای صاحب عزای حسین (ع) رخصت . یا صاحب الزمان (عج) رخصت .

ســلام من به محرم ، به مـاه دلـبر زینب 

                                             به اشک سینه زنانش ، کـنار مـادر زینب

ســلام من به محرم ، به پـرچم غم زهـــرا

                                             به گیسوان سفید و به قامت خم زهــرا

سلام من به محرم که برتر از رمضان است

                                  همه شبش شب قدر و فضیلتش به از آن است

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: جمعه 27 آذر1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک به اين مطلب ?

نامه ای به روح الله

حضرت روح الله سلام

آقا امیدوارم در جوار رحمت حق ایام بکامتان باشد . نمی دانم این مکتوب را می خوانید یا نه !؟ در هر حال من می نویسم تا شاید مرحمی باشد بر زخمهای خود ! وصف حال شما را می دانم ! آخرین باری که شرف حضور در پیشگاهتان را داشتم در شب شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بود ! عجیب رؤیایی بود شیرین ! هنوز جذبه ی نگاهتان با آن عینک مطالعه و گرمی نوازشتان را در خود احساس می کنم ! سخنانتان درباره ی آن موضوع(...) در گوشم صدا می کند ! اگر جویای حال ما ملت باشید باید عرض کنم اصلا حال خوشی نداریم ! شما که بهتر می دانید چرا !!! برای اولین بار در عالم سیاست گریستم ! نه بخاطر این عالم کثیف سیاسی که بعد از شما عده ای آنرا به لجن کشیدند ! و نه حتی بخاطر اهانتی که یک مشت بی ریشه و هویت به تمثال مبارکتان کردند که خود بهتر از من می دانید که شیعه مصائب عظیم تر از اینها را بخود دیده است ! اگر امروز عکس شما را به آتش کشیدند در کربلا خیام آل الله را سوزاندند ! اگر به تمثال شما جسارت کردند بدن جد غریبتان را با مرکب هایشان لگد مال کردند ! آقا چرا راه دور برویم !؟ دو سال اندی پیش بود که مزار پدر و جد امام زمان (عج) را با خاک یکسان کردند ! بماند که ما کک مان هم نگزید !!! بگذریم...

خمینی عزیز تو عزت را دوباره به این سرزمین کهن بازگرداندی و به ما آموختی که منتظران مصلح کل خود باید صالح باشند . تو به ما یاد دادی که هرگز زیر بار ظلم نرویم و اشک مظلومانه را از شیعه گرفتی و بجایش غیرت مبارزه هدیه فرمودی . امروز دشمنان ما هم آشکارا به شکست در برابر فرزندان تو اعتراف می کنند . همین چند روز پیش بود که واشتگتن پست نوشت : آمریکا و اسرائیل حتی در نمایش شبیه سازی شده (game theory) با بازی رجل سیاسی شان هم به ایران باختند . حالا عده ای در داخل که روزگاری یار شما بودند محبوب مخافل غرب شدند تا کاری که آمریکا و ایادی او نتوانستند در این 30 سال انجام دهند اینها به سر انجام برسانند !  نمی دانم با میراث شما چه خواهیم کرد !!!؟

آقا می دانید برای چه گریستم !؟ بخدایی که در جوارش متنعم هستید سوگند شاید باور نکنید ! شاید باور نکنید که بسیاری از دشمنان شما در ظاهر هم که شده و برای پیشبرد اهدافشان این اهانت را محکوم کردند و یا لا اقل آنرا به عوامل حکومتی نسبت دادند تا خود را از این ننگ رها کنند ! گرچه در دلهای بیمارشان قند آب می کنند ! اما... ! اما نوه ی بزرگوارتان آ سد حسن گویی هنوز نتوانسته است خود را قانع کند که موضعی حتی در ظاهر اتخاذ کند !!! شاید گمانش این است که نکند این موضع به ضرر نخست وزیرتان تمام شود ! او که نوه ی شماست آقا ! دختر دردانه ی تان هم امروز ترجیح داد سکوت کند !!! دختر تان گفته است چون امام هم پدرم بود و هم امامم ترجیح می دهم سکوت کنم !!! نمی دانم چرا نا خودآگاه بیاد حضرت زهرا (س) افتادم ! با خود گفتم یعنی حضرت صدیقه طاهره آن همه مصائب را برای اینکه علی (ع) همسرش بود بجان خرید یا دفاع از ولایت فاطمه (س) را به خروش آورد !؟ راستی آقا نام دخترتان هم زهراست !


آقا ... ببخشید ! گریه امانم نمی دهد ...

این نامه نا تمام ماند...

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: سه شنبه 24 آذر1388 ? موضوع: سیاسی ? لينک به اين مطلب ?

شکران
Free Image Hosting

پروردگارا ! جز به لسان شکر نمی توانم با تو سخن بگویم . تویی که میان همه ی انسانها با هر رنگ و نژاد و دین و آیین ، مرا برگزیدی و افتخار ولایت علی علیه السلام را بر من هبه فرمودی . و چه خوشبخت مخلوقی بودم که تو اینچنین نعمتت را بر من تمام کردی . اما می دانم که به خصیصه ی ذاتی انسانیتم هرگز سپاس تو را نگفتم ! این شبها و روزهای متبرک از تو تمنا می کنم که این کفران نعمت را بر من ببخش و مرا از شیعیان حقیقی او قرار بده تا رستگار ابدی گردم .

خداوندا ! هزار هزار بار الحمد لله...

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام 

والسلام

یا علی

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: شنبه 14 آذر1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک به اين مطلب ?

نشانه های ظهور 13
عکسی را که مشاهده می کنید بصورت اتفاقی در یکی از سایتهای تخصصی نجوم در تاریخ سوم آوریل ۲۰۰۹ یعنی هشت ماه قبل منتشر گردیده است ! این عکس شباهت زیادی به یکی از علائم ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) دارد که در روایات مختلف از آن یاد شده است ! این توضیحات نه از باب تعیین تاریخ ظهور که بشارتی ست به خسته دلان منتظر !

این عکس مانند کف دست انسانی ست که روشن است ! تصویر زیر را می توانید در سایت universe today  و یا آسمان کابل مشاهده فرمایید .

Free Image Hosting

امام صادق علیه اسلام می فرماید : در سالی که صیحه ی آسمانی شنیده می شود قبل از آن و در ماه رجب نشانه ای دیده خواهد شد . سوال کردند این چه نشانه ای ست !؟ حضرت فرمودند : سیمایی در قرص ماه دیده می شود و کف دست نورانی در فضا نمایان می گردد .

امير المؤمنين امام علي علیه السلام در فرازي از يك روايت، كه در باب "احوال آخرالزمان" ايراد فرموده‌اند، مي‌فرمايند: «...آنگاه امور مردم هرگز اصلاح نمي‌شود، و هرگز نمي‌توانند در اطراف يك محور گرد آيند، تا هنگامي كه منادي از آسمان بانگ بر مي‌آورد که "به سوي فلاني بشتابيد و از او دور نشويد"، سپس "كف دستي" در آسمان ظاهر مي‌شود، و به سوي او اشاره مي‌كند».

خدایا ظهور نزدیک است !!!؟

                                                               منبع : تشیع نیوز

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: چهارشنبه 27 آبان1388 ? موضوع: نشانه های ظهور ? لينک به اين مطلب ?

پشیمان باش !
خودم : آآآآآی آ ها های یی آااای ... دگر به صید حرم تیغ بر مکش زنهااااار *** وز آن که با دل ما کرده ای پشیمان باش !!! آاااای هااااای ها ها ها ها ها ها ییییییی امااااان امان ....

خوده خودم : دیگه زدی تو کار آواز !؟ چه چه ام که میزنی !!!

خودم : به به جناب مفتش ! چه خبر !؟... اینورا !؟ یاد ما کردی !

خوده خودم : دیدم خیلی با سوز می خونی گفتم دوباره چی شده خبریِ !!!؟

خودم : راستش آره ! یه کم دلم گرفته ! می دونی ! گاهی آدما می خوان با یکی حرف بزنن ! اما اینروزا کسی پیدا نمیشه !

خوده خودم : چرا نمیشه گل پسر !؟ این همه گوش شنوا دور و برت هست !

خودم : IQ خودم می دونم ! منظورم اینه که کسی نیست حرفت و بفهمه !

خوده خودم : پس دیگرون مشکلی ندارن ، مشکل از حرف زدن جنابالیه ! اینهمه انسان فهیم می شناسی که از قضا حرفت و نمی فهمن ! از نظر من فهم اونا مشکلی نداره ، این حرف زدن شماست که ...

خودم : بسه استاد ! خیلی ممنون از دلداری تون ! برو بزار تو حاله خودمون باشیم ! ما را به خیر تو امید نیست ، شر مرسان !

خوده خودم : حالا زود ترش نکن ! نظرم و گفتم !

خودم : جناب نظریه پرداز ! حرفم و نگرفتی ! بد دوره زمونه ای شده ! تا به یکی میگی سلام ، میگه چی می خری برام !!! یه عده هستن که اسم مشاور روشونه و تا پول نبینن گوش نمی دن ! بقیه هم که دیگه معلومه ! درد دلت و بگی ، متهم میشی ! نگی دق مرگ میشی ! خودتم نمی دونی باید چیکار کنی !

خوده خودم : می تونم بپرسم به چی متهم میشی !!!؟

خودم : به خیلی چیزا ! از سلامت اخلاقی بگیر تاااااااااااااااااااا عدم بهداشت روانی ! اونوقت جالبش اینجاس که باید ثابت کنی شتری وگرنه جای اسب نعلت می کنن !!! چی بگم ! ... گاهی پیش خودت میگی به غریبه بگم بهتر از اینه که با آشنا حرف بزنم ! اقلش اینه که دیگه آبروم نمیره ! اما زهی خیال باطل ! اون چیزی که دیگه تو این زمونه قیمت نداره آبروی آدماست ! خدا نکنه یه نقطه ضعفی ازت  بدونن ! وای به روزگارت !

خوده خودم : شما آدما عجب سر گذشت تلخی دارین ! یه ذره ام به هم رحم نمیکنین ! کافیه یه گاف از همدیگه بگیرین ! اونموقع اس که دیگه نقل محافلتون می کنین ! چهارتا ام میذارین روش تحویل این و اون میدین ! کلی هم ذوق می کنین !

خودم : تازه کجاش و دیدی !!! حالا خیلی مونده ما رو بشناسی ! اما میدونی قربونه خدا برم ! بالا و پایین ما انسان هارو میدونه اما نشد بریم در خونش یه بار تو رومون بزنه ! اما بازم ما آدما حاضریم صد بار در خونه ی مردم و بزنیم ولی در خونه ی خدا نریم !!! حاضریم حرفه مردم و بشنویم اما سخن خدا رو نه !!! صبح تا شب با مردم درد دل می کنیم اما برا دو رکعت نماز جونمون بالا میاد !!!

خوده خودم : حالا خوبه اینا رو می دونین و باز وضع تون اینه ! می دونین که خدا فرمود وقتی بنده ی من نماز می خونه ، طوری به سخنانش گوش می کنم که انگار همین یه بنده رو دارم اما ... اما شما آدما دوس دارین با کسی درد دل کنین که براتون حرف بزنه ! براتون فرقی ام نمی کنه چی میگه ! فقط حرف بزنه ! مزخرفم گفت که گفت !!!

خودم : حالا تو دیگه دور ور ندار !!! مثل اینکه تو هم تنت خورده به تن ماها !!! اومدی دلداری بدی یا نقطه ضعفه ما رو بزنی تو سرمون !؟

خوده خودم : اومدم یه چیزی بهت بگم که تا آخر عمر آویزه ی گوشت کنی ! یادت باشه با کسی درد دل کن که می دونی با حرفاش تو رو نمی رنجونه !!! با نگاهش تحقیرت نمی کنه !!! و با دستش از لبه ی پرتگاه غمها نجاتت میده !!! اون کسی نیست جز آنکه تو را آفرید !

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: سه شنبه 19 آبان1388 ? موضوع: فرهنگی و هنری ? لينک به اين مطلب ?

خواب مصلحت
بازهم اصواتی بلند شده است ! گلوهایی در حال دریده شدن است و گریبانهایی در شرف چاکیدن ! خوب گوش کنید ! شما هم می شنوید ! صدای فریاد شکست خوردگان را ! با مردم سخن می گویند اما حقیقت آن است که ملت را به باد ناسزا گرفته اند ! چرا !!!؟ اظهر من الشمس است ! اینها از مردم زخم خورده اند ! همین عوام بودند که خیل نخبگان را مغلوب کردند ! همین مردم پا پتی !!! مردمی که حتی به نان شب شان هم محتاج اند اما به آرمانهای روح الله وفادار ! همین ها بودند که در ۲۲ خرداد بینی عده ای مفت خور و از خود راضی که نام نخبه را یدک می کشیدند به خاک مالیدند ! آنهایی که خود را تمدن مطلق و مردم را تحجر مدرن لقب می دادند ! البته کم نبودند در میان آرای سبز کسانیکه با خلوص نیت و اراده ای پاک رای دادند و حالا از کرده ی خود پشیمانند و اما چه سود !!! روزی که باید از شریعت و عقل یاری میگرفتند، اسیر احساسات شدند ! روزی که می بایست تاریخ را مرور می کردند تا با نور آن راه خود پیدا کنند ، آرام نشستند و دل به کسانی خوش کردند که فقط عنوانشان نخبه بود !!! با طناب اینها در چاهی رفتند که حتی امیدی نیست تا کاروانی نجاتشان دهد ! بگذریم که این نیز بگذرد...

دوباره شکست خوردگان آماده می شوند تا ۱۳ آبان خودی بنمایانند !!! رسانه های معاند هم با تمام توان در حال پشتیبانی از آنها هستند و عجیب آنکه کورند و اینها را نمی بینند ! یا... شایدم دوست دارند که اینچنین سر خود را در برف غفلت فرو ببرند ! اما غافلند از اینکه خورشید روزگار این برفها را آب خواهد کرد و آنوقت صورت وطن فروشان سرخ خواهد شد ! مردک متوهم دوباره بیانیه ای صادر کرده و ملت را راه و رسم ایستادگی می آموزد !!! کسی نیست بگوید مردک مزدور ! آنهمه خونی که برای قدرت طلبی و دنیا پرستی تو ریخته شد بس نبود !!!؟ این سخن احمدی نژاد را باید با طلا نوشت که در حرم امام هشتم گفت : کسانیکه تا دیروز نسخه ی ذلت و عقب نشینی برای ملت تجویز میکردند ، حالا انقلابی شده اند !!! در این هنگامه ی حساس مذاکرات هسته ای که کشور نیازمند اتحاد است دلسوز حقوق ملت شده اند و رگ غیرت ملی شان متورم شده است ! همین ها که تا دیروز همه ی حقوق ملت را به حراج گذاشتند تا دل مو طلایی های چشم آبی را بدست آورند فریاد منافع ملی سر می دهند ! آقای موسوی !  تو خیر سرت نخست وزیر روح الله بودی ! مگر نه !؟ پس یادت هست که پیر جماران فرمود : رفتار خود را با واکنش دشمنان بسنجید ! اگر رفتار شما آنها را شاد کرد ، در کار خود بیاندیشید! (نقل به مضمون) آقای موسوی ! آلزایمر گرفته ای یا تعمدا حافظه یاریت نمی کند!!!؟ جناب میر حسین ! خوب می دانی که اگر امام (ره) بود با تو و آن شیخ مسخره چه میکرد ! والله اگر منافق خطابتان نمی کرد دیگر خمینی (ره) نبود !!! از تو و شیخ طریقت بزرگتر را مطرود خاص و عام کرد ، تو که دیگر نوچه ی او هستی ! از صبر سید علی خجالت بکشید که او شاگر مکتب روح الله است !  از سعه ی صدر فرزندان ملت بترسید که اگر روزی به سر آید دودمان تان را بر باد خواهد داد ! نگذارید کاری که امیر المومنین (ع) با خوارج کرد ، این مردم رنج کشیده با شما انجام دهند ! از تاریخ عبرت بگیرید و بیش از این خود را مطرود ملت نکنید !

و کلام آخر اینکه نمی دانم دستگاه قضا چه می کند !!! آیا منتظر است که موسوی و کروبی هم روسری بر سر کنند !!! این همه مصلحت اندیشی چرا !!!؟ کلام اخیر آقا حجت را بر همه تمام کرد و زیر سوال بردن اصل انتخابات را بزرگترین جرم خواندند ، پس دیگر بهانه چیست !؟ اگر نمی توانید رسما اعلام عمومی کنید تا مردم تکلیف اینها را یکسره کند ! چرا گذشته را فراموش کرده اید !!!؟ مردم و نظام با منافقین مسلح چه کردند !؟ از این خواب پریشان مصلحت بیدار شوید تا مردم بیدارتان نکردند !!!

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: دوشنبه 11 آبان1388 ? موضوع: سیاسی ? لينک به اين مطلب ?

88/8/8

Free Image Hosting

تولد : ۱۱ ذی القعده سال ۱۴۸ هجری قمری در شهر مدینه .

نام پدر و مادر : حضرت امام موسی کاظم علیه السلام پدر بزرگوار ایشان و بانو تکتم یا همان حضرت نجمه مادر ایشان هستند .

شهادت : روز آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری در طوس بدست مامون خلیفه عباسی .

مدت امامت : دوران امامت ایشان ۲۰ سال که دو سال آن را حضرت مهمان مردم ایران بودند .

فرزندان : گرچه نام ۵ پسر و یک دختر برای ایشان ذکر کرده اند اما بقول علامه ی مجلسی (ره) اکثرا از حضرت جواد الائمه (ع) بعنوان فرزند حضرت رضا علیه السلام نام برده اند .

توضیح ضروری : حضرت امام رضا علیه السلام حلقه ی وصل شیعیان اثنی عشری با آقا امام زمان (عج) هستند ! به بیان ساده تر در مذهب تشیع فرق گوناگونی جای دارند که از علویون گرفته تا فرقه های زیدیه و اسماعیلیه گسترش دارند ! از شیعیان علوی که فقط حضرت امیرالمونین (ع) را امام خود می دانند تا شیعیان سه ، چهار ، شش و هفت امامی در میان مذهب تشیع جا خوش کرده اند !!! اما دوستان عزیز در مذهب تشیع ، شیعه ی هشت امامی وجود ندارد ! اگر کسی حضرت رضا علیه السلام را امام خود بداند راه را تا منجی آخر الزمان پیموده است ! این بدان معناست که شیعه ی اثنی عشری از امامت علی بی موسی الرضا (ع) ادامه پیدا می کند و به حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ختم میگردد .

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت

                                             جایی ننوشته است گنهکار نیاید

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: جمعه 8 آبان1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک به اين مطلب ?

نشانه های ظهور 12
اصبغ بن نباته می گوید  از امیر المونین علیه السلام شنیدم که می فرمود :

انّ بین یَدَی القائم سنین خدّاعهْ یکذّب فیها الصّادق و یصّدق فیها الکاذب...

قبل از قیام قائم سالهای پر خدعه ای ست . در این سالها (پیش از قیام) راستگویان به نام درغگو معرفی می شوند و دروغگویان بعنوان راستگو ! در این سالها "ماحل " تقرب پیدا می کند و " رویبضه " سخن می گوید ! ابن نباته می گوید : عرض کردم  ماحل و رویبضه چیست !؟ امیر المومنین علیه السلام فرمودند: مگر قرآن نخوانده ای که می فرماید " و هو شدید المحال " قال یرید المکر ـــ سپس فرمود : منظور از ماحل انسان مکاری ست که به وسیله ی مکر زیاد مردم را به خود متوجه می کند ! و در جای دیگر رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و اله می فرماید : رویبضه یعنی مرد حقیر و بی شخصیتی که در امر عامه ی مردم دخالت می کند و سخن می گوید

                                                                                            غیبت نعمانی ص ۲۷۸

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: جمعه 1 آبان1388 ? موضوع: نشانه های ظهور ? لينک به اين مطلب ?

فاتحه
                                                                                 زمان خواندن این مطلب 2 دقیقه

آرام آرام گام بر مي داشتم ! گويي نگاهم مي کردند ! اگر بگويم که قدمهايم با شرم همراه بود سخني به گزاف نگفتم ! به صورتهايشان نگاه مي کردم ! تاريخ تولدشان را مي نگريستم و بعد...


تاريخ شهادت ! 42 ، 61 ! 45 ، 62 ! 40 ، 59 !... 46 ، 62 ! واي خداي بزرگ !!! اين تنها 16 سال داشته است ! تصورش هم برايم مشکل است ! ياد حسين فهميده افتادم ! 13 ساله و آن حماسه ي عظيم ! نوجواني از خويشان نزديک را در نظر آوردم که او هم 13 ساله است ! هفته اي يکبار به من مي گويد : بازي جديد برايم بريز ! يک دستگاه psp دارد ! دنبال آخرين ورژن بازي GTA است ! شما هم دور و بر خود را نظاره کنيد ! جز آنچه من مي بينم، نخواهيد ديد ! خدايا اينها را باور کنم يا آنها را !!!؟ خدايا اگر اينان که در اينجا خفته اند عين حقيقتند پس افسانه چيست !؟ باز هم آرام آرام جلو رفتم ! من اينان را نمي شناسم اما گويي با چشمانشان سخن مي گويند ! صدايشان را نمي شنوم اما فريادشان در گوشم پيچيده است ! آه ! بعضي نام و نشان هم ندارند ! فقط بر سنگ مزارشان حک شده است ، شهيد گمنام ! خدايا اينها براي ما گمنامند يا تو هم...!!!؟ خدايا اينها چه ديدند که من از ديدنش ناتوانم ، تو را !!!؟

بر مزار آشنايي رسيدم ! نشستم تا سلامي عرض کرده و فاتحه اي بخوانم ! دستم را به رسم عادت بر مزارش نهادم ! همينکه خواستم بسم الله را بگويم...

همهمه اي عجيب احساس کردم !!! سعي کردم آرام بمانم ! ولي نه ! انگار داستان جدي ست ! خوب گوش کردم ! اين همهمه ي صداي چيست !؟ انگار عده اي با هم در حال خواندن فاتحه هستند !!! دور و برم را نگاهي انداختم ! کسي در اين اطراف نيست جز من ! پس اين صداي چه کساني ست که فاتحه مي خوانند !؟ اصلا براي چه کسي فاتحه مي خوانند !!!؟ جز من که اينجا کسي نيست ! من هستم و قبور شهدا !.... يا شايدم خود شهدا !!!؟ نکند شهدا براي من فاتحه مي خوانند !!!؟ اما...

من که زنده ام !!! مگر کسي براي زندگان هم فاتحه مي خواند !!!؟

نويسنده: علیرضا ? تاريخ: دوشنبه 6 مهر1388 ? موضوع: مذهبی ? لينک به اين مطلب ?

درباره وبلاگ

اگرچه خرمن عمرم غم تو داد به باد
بخاك پای عزيزت كه عهد نشكستم
به كلبه مجازي بنده خوش آمديد
بنده را از نظرات لطفتون محروم نفرماييد


سايتهاي مفيد

جستجوي مطالب

© All Rights Reserved to gooyam.Blogfa.com / Template By: BIA2TEMP.COM