| خودم : آآآآآی آ ها های یی آااای ... دگر به صید حرم تیغ بر مکش زنهااااار *** وز آن که با دل ما کرده ای پشیمان باش !!! آاااای هااااای ها ها ها ها ها ها ییییییی امااااان امان ....
خوده خودم : دیگه زدی تو کار آواز !؟ چه چه ام که میزنی !!!
خودم : به به جناب مفتش ! چه خبر !؟... اینورا !؟ یاد ما کردی !
خوده خودم : دیدم خیلی با سوز می خونی گفتم دوباره چی شده خبریِ !!!؟
خودم : راستش آره ! یه کم دلم گرفته ! می دونی ! گاهی آدما می خوان با یکی حرف بزنن ! اما اینروزا کسی پیدا نمیشه !
خوده خودم : چرا نمیشه گل پسر !؟ این همه گوش شنوا دور و برت هست !
خودم : IQ خودم می دونم ! منظورم اینه که کسی نیست حرفت و بفهمه !
خوده خودم : پس دیگرون مشکلی ندارن ، مشکل از حرف زدن جنابالیه ! اینهمه انسان فهیم می شناسی که از قضا حرفت و نمی فهمن ! از نظر من فهم اونا مشکلی نداره ، این حرف زدن شماست که ...
خودم : بسه استاد ! خیلی ممنون از دلداری تون ! برو بزار تو حاله خودمون باشیم ! ما را به خیر تو امید نیست ، شر مرسان !
خوده خودم : حالا زود ترش نکن ! نظرم و گفتم !
خودم : جناب نظریه پرداز ! حرفم و نگرفتی ! بد دوره زمونه ای شده ! تا به یکی میگی سلام ، میگه چی می خری برام !!! یه عده هستن که اسم مشاور روشونه و تا پول نبینن گوش نمی دن ! بقیه هم که دیگه معلومه ! درد دلت و بگی ، متهم میشی ! نگی دق مرگ میشی ! خودتم نمی دونی باید چیکار کنی !
خوده خودم : می تونم بپرسم به چی متهم میشی !!!؟
خودم : به خیلی چیزا ! از سلامت اخلاقی بگیر تاااااااااااااااااااا عدم بهداشت روانی ! اونوقت جالبش اینجاس که باید ثابت کنی شتری وگرنه جای اسب نعلت می کنن !!! چی بگم ! ... گاهی پیش خودت میگی به غریبه بگم بهتر از اینه که با آشنا حرف بزنم ! اقلش اینه که دیگه آبروم نمیره ! اما زهی خیال باطل ! اون چیزی که دیگه تو این زمونه قیمت نداره آبروی آدماست ! خدا نکنه یه نقطه ضعفی ازت بدونن ! وای به روزگارت !
خوده خودم : شما آدما عجب سر گذشت تلخی دارین ! یه ذره ام به هم رحم نمیکنین ! کافیه یه گاف از همدیگه بگیرین ! اونموقع اس که دیگه نقل محافلتون می کنین ! چهارتا ام میذارین روش تحویل این و اون میدین ! کلی هم ذوق می کنین !
خودم : تازه کجاش و دیدی !!! حالا خیلی مونده ما رو بشناسی ! اما میدونی قربونه خدا برم ! بالا و پایین ما انسان هارو میدونه اما نشد بریم در خونش یه بار تو رومون بزنه ! اما بازم ما آدما حاضریم صد بار در خونه ی مردم و بزنیم ولی در خونه ی خدا نریم !!! حاضریم حرفه مردم و بشنویم اما سخن خدا رو نه !!! صبح تا شب با مردم درد دل می کنیم اما برا دو رکعت نماز جونمون بالا میاد !!!
خوده خودم : حالا خوبه اینا رو می دونین و باز وضع تون اینه ! می دونین که خدا فرمود وقتی بنده ی من نماز می خونه ، طوری به سخنانش گوش می کنم که انگار همین یه بنده رو دارم اما ... اما شما آدما دوس دارین با کسی درد دل کنین که براتون حرف بزنه ! براتون فرقی ام نمی کنه چی میگه ! فقط حرف بزنه ! مزخرفم گفت که گفت !!!
خودم : حالا تو دیگه دور ور ندار !!! مثل اینکه تو هم تنت خورده به تن ماها !!! اومدی دلداری بدی یا نقطه ضعفه ما رو بزنی تو سرمون !؟
خوده خودم : اومدم یه چیزی بهت بگم که تا آخر عمر آویزه ی گوشت کنی ! یادت باشه با کسی درد دل کن که می دونی با حرفاش تو رو نمی رنجونه !!! با نگاهش تحقیرت نمی کنه !!! و با دستش از لبه ی پرتگاه غمها نجاتت میده !!! اون کسی نیست جز آنکه تو را آفرید !
|